[ چون خبر غارت بردن یاران معاویه را بر أنبار شنید خود پیاده به راه افتاد تا به نخیله رسید . مردم در نخیله بدو پیوستند و گفتند اى امیر مؤمنان ما کار آنان را کفایت مىکنیم . امام فرمود : ] شما از عهده کار خود بر نمىآیید چگونه کار دیگرى را برایم کفایت مىنمایید ؟ اگر پیش از من رعیت از ستم فرمانروایان مىنالید ، امروز من از ستم رعیت خود مىنالم . گویى من پیروم و آنان پیشوا ، من محکومم و آنها فرمانروا . [ چون امام این سخن را ضمن گفتارى درازى فرمود که گزیده آن را در خطبهها آوردم ، دو مرد از یاران وى نزد او آمدند ، یکى از آن دو گفت : من جز خودم و برادرم را در اختیار ندارم ، اى امیر مؤمنان فرمان ده تا انجام دهم امام فرمود : ] شما کجا و آنچه من مىخواهم کجا ؟ [نهج البلاغه]
در توصیف امام مهدی علیه السلام:
زره حکمت بر تن دارد وآن را با همه ادابش از توجه و معرفت واشتغال به آن فرا گرفته است.
حکمت گمشده اوست که ان را می جوید ونیاز او که همواره از او می پرسد( وسراغش می گیرد)
هنگامی که اسلام غریب وتنها بماند و مانند شتری خسته دم بر زمین نهد(یا دم بجنباند) و سینه بر زمین گذارد او از دیده ها پنهان می گردد.او باقی مانده ای از حجت های خداوند و جانشینی از جانشینان پیامبران خداست.
بخشی از خطبه 182
نوشته شده توسط : آسمون